زندگی ویروسی

به به برگشتیم!

یادمه

جمعه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۵، 22:5

بهش فکر نکن!

فقط همینو همیشه یادت باشه نصف مشکلاتت حله.

person viRouS
chat
•••

کامنت

یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۵، 18:17

میگه هیچ چیزی سن نداره! مثلا ازدواج ....

ولی به نظر من این درست نیست.

انرژی ای که تو برای یه نفر میتونی بذاری توو هر سنی متفاوته هربار که یه رابطه رو تجربه میکنی برای رابطه بعدی حس و حالت کمتر میشه. هربار که یکی خونه به سال‌های سنت اضافه میشه افکار و احوالت متفاوت میشه!

یه آدم ۴۰ ساله رو ببینید و آدم ۲۰ ساله شبیه همن؟؟

ذوق و حس و حال و شیطنت برای یه چیزایی فقط و فقط سن خودشو می طلبه خارج ازون بازه فقط آدمی هستی پر از فکر و خیال

+ طبق چیزی که من دیدم همه چی همینطوره حتی شاید درس خوندن حداقل برای خانمها

+ البته شاید شما جایی زندگی میکنید که هیچوقت هیچ تجربه تلخ یا ترومایی نداشتید یا نخواهید داشت یا در ایده ال ترین حالت در صلح باخودتونید براتون اینا پیش نیاد

من الان یک عدد بی حوصله‌ام

person viRouS
chat
•••

من آرومم

یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۵، 9:44

میخواستم به دوستم بگم هر یه ساعت از ویوی روبرومون عکس بدیم.

ولی خب من هر یه ساعت منتظر وصل شدن به یه سایت کوفتی ام

+ این هفته کارام خوب پیش ببرم بعنوان جایزه میرم کتابخونه مرکزی و اون کتابه که دلم میخواد میگیرم بعدشم رندوم چندتا مجلس روضه شرکت میکنیم.

person viRouS
chat
•••

فلجِ یه چیزی

سه شنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۵، 17:55

عزیزم وقتی یکی هست که میتونی ازش کمک بگیری مریضی غدبازی درمیاری که نههه مگه خودم فلجمممم

الان خوبت شد؟

مثل بستنی شل و وارفته شدی

+ پیاده روی توو این حال و خرید کردن اصلا ایده خوبی نبود اصلااااااا

person viRouS
chat
•••

هیپ

دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۵، 20:49

دلم نقاب بتمن میخواد و دروازه گل کوچیک

person viRouS
chat
•••

آیس کارامل ماکیاتو

یکشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۵، 15:52

با من از آدمهای اضافه و تاریخ گذشته زندگی‌ات حرف نزن!

با من فقط از من بگو از دلتنگی‌ها و بی‌قراری‌ها از زیبایی از محبت

من برای شنیدن حرف‌های گنگ و نامفهوم رهگذران زندگی‌ات زیادی خنگم با من از چیزهای ساده بگو مثلا دلت هوس بستنی کرده و به یاد من افتادی ...

دعوتم کن به بستنی به این حال خوب

person viRouS
chat
•••

فوران اکلیل

یکشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۵، 15:14

با گوشه‌ی چشم تو دلم ریخت ...

+ این دل ریختنه خیلی خشه

اصلا نمتونم زیبایی این حس رو توو کلمات بگم ی جوری دل آدم قنج میره نقل و نبات تووش میباره اکلیلی میشه و پرنسسی و اگولی پگولی که اصلا نمتونم

همچین حالی دوس دارم الان از نگاه یکی لذت ببرم ولی فی الحال دربرابر احساسات بقیه رو خوب ک چی ترین حالت ممکنم

چند روز پیش دقت کردم یه نفر یه چی گفت که درحالت عادی دخترا خیلیییی براش ذوق میکنن و میدوان برا بقیه تعریف کنن اتفاقا دوستمم همچین حسی اون لحظه داشت ولی من بی تفاوت فقط برگشت گفتم چ گوه خوریا

person viRouS
chat
•••

پارادوکس ناموزون

یکشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۵، 9:41

تیپ‌ جذابی برای دانشگاه زدم حالا ...

به طرز خیلی پریشان‌گونه‌ای استرس دارم و این حالتم که دستام شروع کرده یخ زدن و شاید کسی ببینتم رنگم پریده باشه اب دهنم خشکشده و مغزم درحال چیدن بدترین سناریوهاست ولی حرکاتم در ارامش و خونسردیه کامله

احتمالا الان حرف بزنم زبونم به شدت هرچه تمام تر بگیره فقط امیدوارم زیاد نباشه

person viRouS
chat
•••

شاید یه روزی

یکشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۵، 1:27

اپلای؟

تنها راهی که میتونم این کار کنم اینه با یه پسر از کشور مقصد از خونه پدری فرار کنم!!

+ هربار که تکرارش میکنه عذاب وجدان میگیرم ... فقط فکر میکنم من تلاشم بکنم اما و ولی و اگرش با خدا؛ خودش میدونه چطور بچینه

شاید تهه داستان همه چی تغییر کرد ... نمیدونم در نمیدونم‌ترین حالت ممکنم

+ امشبی با مامان دوباره دعوام شد ناراحت میشم باهاش بحث میکنم ولی هی از اول هی هرروز دوباره و دوباره باید براش توضیح بدم چرااینجام ... خب من اصلا دلم میخواد بیخیال شو مادر من

person viRouS
chat
•••

نه چندان دور

یکشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۵، 1:15

بعدا وقتی مردم اینطور ازم یاد کن:

دختر دوست داشتنی و بازیگوشی بود حیف ...

+ دلم میخواد همیشه با انرژی و شر و شیطون به یاد بیام نه ناراحت و غرغرو و ... ولی خب ...

person viRouS
chat
•••

دلم میخواد..

شنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۵، 21:18

دلم میخواست الان جای تو بودم و دل میدادم و توو دلدادگی غررررق میشدم اما حالا توو مه فراموشی محو شدم

person viRouS
chat
•••

تجربه؛ یک اتفاق خوب

شنبه بیست و سوم خرداد ۱۴۰۵، 11:43

حقیقتا دلم برای کار توو بیمارستان تنگ شده و خیلی مشتاق برگشتنم اماااااا ...

امایی که همیشه وجود داشت هنوزم وجود داره و من نتونستم از پسش بربیام واقعا این جمله ناامیدکننده بود اونم توو 26 سالگی

اگر بچه دار شم قطعا بهش میگم از 16 سالگی شروع کنه!

+ نت کندتر ازونه که سایتی بالا بیاد و داره کفرمو درمیاره

person viRouS
chat
•••

لطفا فیلتر نشو

پنجشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۵، 1:57

آخرش فقط من میمونم و تو و خاطرات ...

بلاگفا بسته شه رو دیوار کی یادگاری بنویسم

ناراحت کنندس

person viRouS
chat
•••

تاثیرگذار بود

چهارشنبه بیستم خرداد ۱۴۰۵، 17:39

از شرایط گریه کردن فقط اینو دارم:

گریه زیاد

ولی حوصله ندارم ترجیح میدم با لذت چاییمو هورت بکشم

person viRouS
chat
•••

در جواب حالت چطوره

سه شنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۵، 13:52

در حال حاضر در تلاش هستم تلاش و انگیزمو بالا ببرم تا بتونم از پس این حجم نگرانی بربیام و اجازه ندم ترس بر من غلبه کنه. من تااینجا پیش رفتم و کارایی که میخواستم انجام دادم چرا نتونم بیشتر ازین پیش برم؟ گاهی فقط باید به خودم یادآوری کنم اکثر افکار مبهم و منفی ذهنم در واقع فقط یه ابر خیالی خودساخته‌ان و وجود خارجی نارن.

اصلا دنیا براش اهمیتی نداره که تو چی حس میکنی یا چکار میکنی اون طبق قانون خودش پیش میره و مطابق هزاران ساله گذشته زمین همچنان به همون شکل دور خودش میگرده. پس تف به حرف تمام کسایی که سرک میکشن توو زندگیت یا میخوان کنترلت کنن به هرررر روشی. در نهایت خونه همه ما زیر خاکه پس عزیزدلم دست بکش ازین کیسه بزرگی که داخلشو پر کردی از افکار آت و شغال

+ آخیش نفسم آزاد شد

person viRouS
chat
•••

خر فقط من

سه شنبه نوزدهم خرداد ۱۴۰۵، 13:14

یه عادت بدی داره و اونم اینه که خیلی به حرف دیگران اهمیت میده.

ازم انتظار داره درسمو به سرعت نور دوهفته‌ای تمام کنم و برگردم همزمان با یه فرد مناسب آشنا شم و درگیر ازدواج کردن هم بشم و سرکار هم برم!

به اندازه کافی استرس دارم و درگیر کمال‌گرایی میشم این انتظاراتش درباره آینده بیشتر تر تر نگرانم می‌کنه. نکنه نتونم؟نکنه نشه؟نکنه نکنه نکنه ....

دیشب یه لحظه کلافه شدم ازدستش و بهش گفتم چرا اینقدر گیری رو آینده و ناراحتش کردم. الان عذاب وجدان رفتارمم دارم.

خب عزیزدل من وقتی میدونی من آدم بیشعوری‌ام چرا حرفایی میزنی که میدونی جوابم چیه🤦‍♀️😭

person viRouS
chat
•••

شاید بعدا

دوشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۵، 18:59

اگر بخوام راستشو بگم دلم میخواست به یه سری ها برم بگم واو تو چه جذابی مال من میشی؟

ولی این حس که فقط مایه دردسرم باعث میشه بیشتر از جواب نه گرفتن از طرف ناراحت شم و جلو نرم...

گاهی هم فکر میکنم تنها بودن بهتر ازینه یکی دیگه رو هم درگیر خودت کنی . شدم مثل یه بیماری واگیردار لاعلاج

+ قشنگ مشخصه سیم پیچی‌های مغزم دارن کم کم وارد فاز دیگه میشن...چیپسی که خریدم خیلی شوره مرسی اه

person viRouS
chat
•••

بیشعوری مانع از نوشتن میشود

دوشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۵، 14:11

یه چی دیه برای گفتن دارم ولی باشه بعدا

فعلا اینو داشته باش: چرا غصه بخوریم؟ الان چیزای خوشمزه تری برای خوردن داریم دختره ...

person viRouS
chat
•••

پیشولی بازیگوش

دوشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۵، 13:19

ازونجا که نتونستیم مراسم استقبال درخوری برای جناب مفرد سعدا بگیریم به جونشون دعا کنید که این افتخار به ما دادن تا اینجارو با حضور گرمشون صفا بدن...

+ همچین رو مود لوس بازی‌ام ازینا که هرکی ببینه حالش بهم میخوره ولی طرف مقابل کیفشو میبره

+ یه اتفاق جالب دیگری هم افتاد؛ یکی ازم پرسید تاحالا به دوبلوری انیمیشن فکرکردی؟ این دومین باریه یکی بهم این حرفو میزنه!! ولی بهش گفتم اونقدا صدامو دوست ندارم که بخوام به این چیکا فکرکنم...با چش غره رفتن بحث بسته شد.

دیه فعلا همینا

شب شما خدافظ

person viRouS
chat
•••

من و من

دوشنبه هجدهم خرداد ۱۴۰۵، 10:52

رفتم خرید

از دوتا کیسه خرید

اون اصلیه را داخل ماشین جا گذاشتم

اونم ماشین کی؟ یکی از بچه های دانشگاه که اصلا نمی‌شناختمش که بگم برگرد...

دیشب تا چندساعت داشتم به حواس جمع و توانایی بالام می‌خندیدم! آره دیگه اونا که توو پست قبل گفتم کنسله فعلا

person viRouS
chat
•••

بی اشتهایی و من؟

یکشنبه هفدهم خرداد ۱۴۰۵، 13:48

در یه حرکت سم تصمیم گرفتم خودم غذا درست کنم نمیدانم میلم به غذا کم شده یا معدمه که کوچیک شده!

البته اینکه تنهام توو اتاق بی تاثیر نی

خلاصه که میخوام دست به کار شم شاید اشتهام برگشت...

ولی اینکه دارم هی لاغرتر میشمم بدنی😂

person viRouS
chat
•••

نظری ندارم

شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۵، 18:56

با کتک خواب میرم و وقتی بیدار میشم انگار زدنم ...

خوابم میاد ننه میخوام برگردم به غار

خب غرزدیم کافیه صگم امروز تکلیفم تمومش نکنم

+ یه ابر کوچولوی منفی توو ذهنم شکل گرفته که اصلا دوستش ندارم...دلم میخواد یه حباب ساز داشتم و افکار دوست نداشتنیمو تبدیل به حباب میکردم و فوتش میکردم تا برن بالا بالا و بوم بترکن!

بامزه میشد نه؟ حبابای صورتی رنگ مثلا

person viRouS
chat
•••

همه چی خوبه

پنجشنبه چهاردهم خرداد ۱۴۰۵، 14:9

قبلا حرف زدن با بابا استرس میداد بهم الان مامان هم بهش اضافه شده و من الان سراسر وسواسم...

person viRouS
chat
•••

چیت چیت

پنجشنبه چهاردهم خرداد ۱۴۰۵، 11:3

حسم میگه این پسره از من خوشش اومده ..

+ دیشب اینقدر جابجاشدم ک بخوابم که فکر کنم اندازه ی کوه رفتن کالری سوزوندم

person viRouS
chat
•••

فلج ارتباطی؟

دوشنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۵، 12:23

افکارم اینقدر زیاده نوشتنشون سخت شده البته این بهونه جدیدمه که بگم دلم میخواد حرف بزنم حررررف حررررفاااای زیااااااد

ولی خب ...

person viRouS
chat
•••

فقدان

دوشنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۵، 12:21

دیشب دوماد یه صحنه داخل آشپزخونه تنها نشسته بود و توو فکر ...

دیدن این لحظه بغضیم کرد و صحنه بزرگ شدنمون داخل این خونه رو انگار مرور کردم‌. حس میکنم اونم داشت به این فکر میکرد که دیگه در قبال این خونه مسئول نیست دیگه حالا ازین خونه میره و شاید هم نگران باشه و دلتنگ...

دلتنگ پدر...

فقدان همیشه دردناکه؟

person viRouS
chat
•••

محبوب من

دوشنبه یازدهم خرداد ۱۴۰۵، 3:26

میدونی من چه فکری میکنم؟

اینکه دوست داشتن آدم‌ها یه بار فقط تکرار میشه یعنی تو فقط یه بار آدمیو می بینی که لبخندش دلگرم کنندس

فقط یه بار آدمیو می بینی که بودنش آرامش بخش یا شادی بخشه

حالا ممکنه همشو یه جا تجربه کنی یا آدمای مختلف تکه پازل متفاوتی برای تو داشته باشن.

پس من این لحظه دوستت دارم برای اینکه بعدا پشیمون نشم ازینکه ازین لحظه برای عشق ورزیدن استفاده نکردم. شاید تو لایقش بودی که توو این زمان و مکان کنار من قرارگرفتی!! شاید....

چه تو دلت بخواد و قبولش کنی چه از من بدت بیاد و منو پس بزنی...

person viRouS
chat
•••

نفرت پراکنی به عروسی

یکشنبه دهم خرداد ۱۴۰۵، 16:51

با این لباس و آرابش شبیه این دخترای دم بخت فیلم بریجرتون و غرور و تعصب شدم اینا که دامنای پف پفی دارن و موهاشون فر باز

شایدم پنه لوپه‌ام

الان فقط یه مهمونیِ چای و کیک نیازمندم. آاااه چایِ نجات دهنده

تازه گشنمم هست

person viRouS
chat
•••

خر نباش

یکشنبه دهم خرداد ۱۴۰۵، 12:7

من سکوت میکنم و تو از سکوتم ناگفته‌هارو بخون ..

person viRouS
chat
•••

خدایا شکرت

شنبه نهم خرداد ۱۴۰۵، 15:5

در این لحظه یکمی حسود شدم و نمیدونم چشمم قراره بگیره؟

ولی حسادتم از روی بدجنسی نیود فقط یکم ناراحت بودم...

نمیدونم این نمه حسادت از کجا اومده من قبلا حسود نبودم که

person viRouS
chat
•••