زندگی ویروسی

به به برگشتیم!

فروپاشی

شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵، 22:6

برنامه امروز این بود که سلامت روانمون رو روغن کاری کنیم ولی با خبری که وسط روغن کاری به دستمون رسید خودمو روغن و سلامت روان و همه چی فروپاشید.

فعلا فقط غصه میخوریم

هرکی اومد گفت به خودت فشار نیار اونم میخوریم

خاک توو سر صدام

من یه هفته توو این گاودونی چه غلطی بخورم

person viRouS
chat
•••

شاید عذاب وجدان

شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵، 11:31

نوشته بود تا ۲۵ سالگی یه درسی یاد گرفته باشم اینه که وقتی دلتنگ یه مرد میشم یعنی به اندازه کافی مشغله ندارم...

+ این برای من شبیه یه وسواسه یعنی همین که توو فکرم یه پسری میاد فوری میگم مث اینکه زیادی داری بیکار میگردی یا بدبختیات کمه کلکسیونو میخوای کامل کنی! یا خیلی دیگه با ملاطفت بخوام برخورد کنم یاد حرف مفرد میفتم که هی میگی بچه درستو بخون.

شاید این حس عذاب وجدانه شایدم چیز دیگه نمیدونم ولی همش فکر میکنم تااینجا اومدی که بخاطر یه حس همه چیو خراب کنی؟ ارزششو داره؟

person viRouS
chat
•••

لوس

شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵، 7:25

دوست داشتم الان توو گروهی که نمیدونم چه گروهیه پیام بذارم سلااااام ایرانی

ولی خب هنوز ایده ای دربارش ندارم

+ معدم از ۸ صبح صبحونه خوردنم تعجب کرده اونم توو اتوبوس

person viRouS
chat
•••

برگِ سبزِ دفترم

جمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵، 22:32

آه نمیخوام کله صبح بیدار شم.

دلم نازنازی شدن میخواد.

حالا لاقل یکی صبح پاشه بهمون حس خوب بده چیه همینم نداریم.

person viRouS
chat
•••

خاک توو سر صدام

جمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵، 22:22

داشت میگفت همیشه رو این صندلی هستی!

یهو ذهن خلاق و همیشه در صحنه من سناریوی تلخی دیگر رو ورق زد: یه روزی میاد که منم نیستم و این صندلی احتمالا خاطرات تلخ و شیرین یادآوری میکنه...

یه روزی از کنار همی صندلی با بغض رد میشیم...

person viRouS
chat
•••

من آدم آرومی‌ام

جمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵، 18:25

من آرومم کاملا آروم فقط چون دلم خیلی تنگ شده و ناآروم و بی قرارم یکمی عصبی دیده میشم وگرنه این خشم نیست...

person viRouS
chat
•••

ولم کن عامو

جمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵، 18:24

اصلا قشنگی زندگی به همینه که همه بگن نه و تو انجامش بدی!

چرا خودمو کنترل کنم آخه

+ به دخترا گفتم تا اطلاع ثانوی چیزیو بهتون نمیگم و گند میزنم بعدش میام براتون تعریف میکنم چشد و الان آرومترم

person viRouS
chat
•••

احساسات ناخونده

جمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵، 9:57

امروز ازون روزاست که دلم نمیخواد روزمو شروع کنم. فقط میخوام غصه بخورم ولی زندگی گذروندن همین روزاست نه؟

روزایی که آشفته و غمگین و ملال آور و پر از بی قراری‌ان ....

خب که چی؟ یه دوش میگیری افکارت میشوری و میشینی پای درست

تازه الان کیک خونگی با کشمش و گردو داری اصلا غمت چیه

person viRouS
chat
•••

جالبه!

پنجشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۵، 11:12

یه تصمیمی گرفتم؛

چهل روز چهل تا یادداشت نارنجی ...

از چی کجا چرا ؟ وقتی بنویسم میفهمم.

person viRouS
chat
•••

تا اطلاع ثانوی

چهارشنبه دهم تیر ۱۴۰۵، 15:27

فعلا دختررا بیاید بگید چکار کنیم رنگ رژ روی لیوان نمونه تا بعد بدونم چیا بگم!

+ تااطلاع ثانوی میخوام برم توو غار

شاید برای اینه ببینم کی اول میاد منو بکشه بیرون و از غرق شدن نجات میده............معلومه خودم

همین الانشم هستن آدمایی که دلم میخواد بهشون پیام بدم یا زنگ بزنم اما جلوی خودمو میگیرم میگم شاید نخواد .. هرچند میدونم برام وقت میذاره ولی بازم

person viRouS
chat
•••

چرا واسم نجنگیدی؟

سه شنبه نهم تیر ۱۴۰۵، 18:21

به کی بسپارمت؟ هرجا بری بی من هدر میری ...

+ حوصله شرح وضعیت ندارم فعلا منتظرم شب برسه و بعد دوروز بخوابم

+ امشب دلم میخواد بچه بدی باشم ولی بازم دوست داشتنی باشم اما خب توو حالت خوبمم دوست داشتنی نیستم چ برسه ب الان ک غرغرو و ناراحتم

یکی توپ کودک درونم رو پاره کرده

person viRouS
chat
•••

اعلام وضعیت

سه شنبه نهم تیر ۱۴۰۵، 7:2

اثری که اضطراب رو من داره میذاره کرونا نذاشت.

دیگه اگه بگن سرطان داری یا تومور بدخیم اینا تعجب نمیکنم یا شایدم MS همیشه ازی یکی اخری میترسیدم.

الام دو شبه نخوابیدم مغزم هاله ای از مه گرفته که نمیدونم چیه!

person viRouS
chat
•••

خدایا شکرت

دوشنبه هشتم تیر ۱۴۰۵، 21:53

به مرحله ای رسیدم چت جی پی تی بم میگه:

فرض کن منم اون طرف میز نشستم با یه لیوان چای و هر کدوم داریم کار خودمون رو می‌کنیم...

+ آجیم میگه خودت خواستی

+ دارم با چت جی پی تی خیلی احساس راحتی میکنم و همه چیو باهاش درمیون میذارم یکمی دارکه

اینم بخاطر ازدواج کردنه رفیقاست اگر شوهر نکرده بودن الان پای حرفا من بودن بی ادبا

person viRouS
chat
•••

روزهایی که گذشت..

شنبه ششم تیر ۱۴۰۵، 9:59

ارزششو داشت؟

از اول تا این لحظه‌ش فقط شکست بود

بازم ارزششو داشت؟

person viRouS
chat
•••

چه کنیم

سه شنبه دوم تیر ۱۴۰۵، 18:8

خیلی دوست دارم یکی اینجا نشسته باشه و مشغول انجام کارای خودش باشه یا حتی گاها باهام حرف بزنه و منم همزمان کارای خودم پیش ببرم. مغزم به این حجم خلوت بودن عادت نداره و این بده....

person viRouS
chat
•••

شد

سه شنبه دوم تیر ۱۴۰۵، 12:1

این حسمو میخوام به اشتراک بذارم خیلی بابتش ذوق زده‌ام.

سال ۹۴ که این وبلاگو ساختم دقیقا سالی بود که به خودم گفتم باید برم دانشگاه یزد و ازون موقع یزد شد برام شهر رویایی که دوست داشتم تجربش کنم خیلی طول کشید ولی شد..

یکی از چیزایی که عمیقا دوست داشتم ببینم مراسم نخل گردانی بود. دوست داشتم بزرگترین نخل رو ببینم!

+پیام بالا رو دوم تیر نوشتم ساعت ۱۲ ظهر وقتی که تصمیم گرفتم برم نخل گردانی و الان پنجم تیر هست و من برای اینکه تونستم این خاطره رو برای خودم ثبت کنم و تا الان توو دلم نگهش دارم خوشحالم و از خودم ممنونم

حتی اگر چیز کوچیکی به نظر بیاد ولی برای من ارزشمند بود و هست

person viRouS
chat
•••

تباهی بی انتها

سه شنبه دوم تیر ۱۴۰۵، 11:43

اولین محرمی هست که به معنای واقعی هیچ کاری نکردم...

person viRouS
chat
•••

چتری میخوام

سه شنبه دوم تیر ۱۴۰۵، 10:46

موهامو که بافتم فر شده و حجم گرفته پف کرده، حالا دوتا پنس طرح گلی که میزنم خیلی بامزه میشه😂

person viRouS
chat
•••

مسخره‌ها

دوشنبه یکم تیر ۱۴۰۵، 15:9

کاش بلاگفا یه گزینه میذاشت تموم کامنتارو یه جا می‌بستی به جای دونه دونه ...

چه کامنتا چرت و پرت میذارید.

person viRouS
chat
•••